آموزش مالی و اقتصادی

ریسک چیست؟ انواع ریسک چیست؟ چگونه ریسک را مدیریت کنیم؟

اگر یک موضوع باشد که هر سرمایه گذاری در بازارهای مالی باید بداند، آن ضرب المثل معروف اقتصادی است که می گوید “ناهار مجانی وجود ندارد”. اگر می خواهید در بازار سرمایه سود کسب کنید باید با ریسک کنار بیایید.

ریسک در بازارهای مالی موضوع جدیدی نیست و قدمتی به اندازه خود بازار دارد.
از آغاز بازارهای سرمایه، سرمایه گذران همواره دنبال راهکارهایی بودند تا بتوانند خطرات موجود در سرمایه گذاری را شناسایی و تا حد امکان از آنها اجتناب کنند.

تئوری سبد سهام مارکوییتز می تواند بهترین مثال بر این مدعا باشد.
مدلی که سعی داشت با ایجاد یک تعادل میان بازده کسب شده و ریسک موجود در سرمایه گذاری برسد.

تعریف ریسک

در ادبیات مالی به صورت زیر تعریف می‏ شود:
“احتمال اینکه بازده یا خروجی سرمایه گذاری با پیش بینی های قبلی و بازده تخمین زده شده متفاوت باشد”

ریسک در واقع به تغییرپذیری اشاره دارد.
احتمال اینکه پیش بینی هایی که ما با توجه به آنالیزهای مختلف از سرمایه گذاری های خود داریم به دلایل مختلف با میزان ارزش انتظاری مطابقت نداشته باشد.

ریسک معمولا با در نظر گرفتن رفتارها و پیامدهای گذشته ارزیابی می شود.
در آنالیزهای مالی با ابزارهای مختلفی نظیر انحراف معیار ، ضریب بتا ، ارزش در معرض ریسک (VaR) و … اندازه گیری می شود .

از دیدگاه فنی می تواند به عنوان وضعیتی تعریف شود که در آن پیامدها و خطرات یک تصمیم در حال اخذ شناخته شده باشد.

دسته بندی ریسک

دسته بندی های گوناگونی وجود دارد.
اما به طور کلی ریسک ها به دو دسته سیستماتیک و غیرسیستماتیک طبقه بندی می شود و انواع ریسک های موجود در این دو دسته قرار می گیرند.

الف) ریسک سیستماتیک

در دانش مالی به ریسکی گفته می شود که بر اساس عوامل کلی بازار به وجود می آید.
تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عواملی هستند که باعث به وجود آمدن آن می شوند.

سیاست های مالی که دولت تعیین می کند، نوساناتی که در نرخ ارز رخ می دهد، رخدادهای بین المللی که بر بازار تاثیر میگذارد، از جمله این ریسک هستند.

این دسته ریسک بر روی کل بازار سهام و نه صرفا یک صنعت یا بخش خاص تاثیر می گذارد.
این ریسک هم غیرقابل پیش بینی و هم اجتناب ناپذیر است.

مثال هایی همچون سیاستهای دولت، تورم، نوسانات نرخ ارز و اتفاقات سیاسی از جمله این دسته هستند.
در هفته های اخیر موارد متعددی از آن را شاهد بوده ایم.
از ویروس کرونا که باعث آشفتگی بازارهای جهانی شد گرفته تا جنگ شدیدی که بر سر نفت اتفاق افتاد. معمولا از ضریب بتا برای محاسبه ریسک استفاده می گردد.

ریسک سیستماتیک، ریسکی که قابل حذف نیست

ب) ریسک غیر سیستماتیک

ریسک غیر سیستماتیک را می توان به عنوان یک عدم قطعیت ذاتی در سرمایه گذاری در یک شرکت یا صنعت تعریف کرد.

اضافه شدن یک رقیب جدید در بازار، تغییر قوانین، تغییر مدیریت یا فراخوان یک محصول از انواع پارامترهای تاثیر گذار بر روی ریسک غیر سیستماتیک می باشد.
درسبد سرمایه گذاری سهامی ریسک غیر سیستماتیک را می توان با ایجاد تنوع بخشی به حداقل رساند. معیاری برای محاسبه ریسک غیر سیستماتیک وجود ندارد.

انواع ریسک

1. ریسک نرخ بهره (Interest Rate Risk)

به بیان ساده احتمال این موضوع که ارزش سرمایه بعد از سرمایه گذاری کاهش پیدا کند، ریسک نرخ بهره نامیده می شود.
این ریسک معمولا در اوراق قرضه و سرمایه گذاری های بدون ریسک مطرح است.
به این معنا که نرخ سودی که توسط اوراق قرضه پرداخت می گردد، در موعد مقرر مقداری پائین تر از نرخ بهره کل باشد.
شاید بهترین راه کاهش ریسک نرخ بهره آن خرید اوراق قرضه با سررسیدهای متفاوت باشد.

2. ریسک بازار (Market Risk)

رکود، آشفتگی سیاسی، فجایع طبیعی و علائم از این دست را می توان از جمله موارد مربوط به ریسک بازار دانست.
ریسک بازار تمایل دارد تمام بازار را همزمان تحت تاثیر قرار دهد.

3. ریسک تورمی (Inflationary Risk)

این ریسک، به معنای عدم اطمینان بر ارزش آینده یک سرمایه گذاری است.
نگاه به نتایج بدون در نظر گرفتن تورم صرفا یک نگاه اسمی است.

سرمایه گذار باید به بازدهی واقعی یا به بیان دیگر قدرت خرید توجه کند.
شاید مهمترین اوراق بهاداری که از این موضوع دچار تاثیر منفی می شود، اوراق قرضه می باشد.

اوراقی که با تغییر در نرخ تورم می تواند به یک شکست تمام عیار در سرمایه گذاری منتج شود.

این مورد تا اندازه زیادی به ریسک نرخ بهره مرتبط است.

زیرا در واقع این تورم است که نرخ بهره را تعیین می کند.
زمان را باید به عنوان یک عنصر تعیین کننده در به وجود آمدن این دو برشمرد.

انواع ریسک
انواع ریسک

4. ریسک نقدینگی (Liquidity Risk)

زمانی پیش می آید که یک شرکت نتواند وجوه لازم برای برآورد نیازهای مالی کوتاه مدت خود را برآورده کند.
این خطر معمولا در شرایطی بروز می کند که در آن یک شرکت با نیازهای مالی فوری، دارایی های ارزشمندی داشته باشد که به علت نقد شوندگی پائین یا اوضاع نابسامان بازار در آن لحظه امکان فروش نداشته باشد.

برای مثال می توان به ایجاد دوره رکود در مسکن اشاره کرد.

5. ریسک اعتباری (Credit Risk)

مربوط به زمانی است که یک شرکت نتواند تعهدات خود مانند سود و اصل سرمایه را مطابق توافق قبلی پرداخت کند.
اوراق مشارکت و اوراق قرضه از جمله اوراق بهاداری هستند که در معرض آن قرار دارند.

6. ریسک مالی (Financial Risk)

ریسکی است که یک شرکت قادر به پاسخگویی به تعهداتش در پرداخت بدهی های خود نخواهد بود را ریسک مالی می گویند.

این موضوع به این معنا است که سرمایه گذاران بالقوه پول سرمایه گذاری شده در شرکت را از دست خواهند داد.

ریسک مالی نسبت به ریسک اعتباری معنای وسیع تری دارد و با هر خطر احتمالی که ممکن است بر هر کسب و کار تاثیر بگذارد، سر و کار دارد.
هرچه یک شرکت بدهی بیشتری داشته باشد، ریسک بالقوه مالی بالاتر است.

7. ریسک عملیاتی (Operational Risk)

به مخاطرات و عدم قطعیت هایی خلاصه می شود که در جریان روند روزمره یک شرکت یا کسب و کار در حال رخ دادن است.
تصمیماتی که در سازمان گرفته می شود و مربوط به عملکرد سازمان و اولویت بندی های آن ها است می تواند در روند حرکتی شرکت تاثیر بگذارد.

علاوه بر تصمیمات مدیریتی، خطاهای انسانی و اشتباهات تکنیکی نیز مواردی هستند که همه آنها در ریسک عملیاتی بروز می کنند.
این ریسک بر چگونگی انجام کارها در یک سازمان و نه لزوما صنعت مربوط به آن تمرکز دارد.

معیارهای اندازه گیری ریسک

معیارهای گوناگونی برای این موضوع طراحی شده اند که برخی از کاربردی ترین آن ها به شرح ذیل است:

1. ضریب بتا (Beta)

بتا معیاری از اندازه گیری نوسانات سهام در رابطه با بازار است.
این معیار میزان مواجهه با ریسکی را که یک سهام یا بخش خاص در رابطه با بازار دارد، بررسی می کند.

به بیان بهتر بتا همبستگی میزان ریسک بازار و سهام را نشان می دهد.
می توان برای محاسبه ریسک سبد سهام از بتا استفاده نمود.

فرمول محاسبه بتا به شرح ذیل است:

??=??+????+??

که در آن ?? بازده مورد انتظار سهم i است. ?? ریسک غیر سیستماتیک را نشان می‏ دهد. ?? ضریب بتای سهام یا سبد است. ?? بازدهی بازار و ?? خطای تصادفی است.

بتا بازار برابر با یک است. اعداد به دست آمده از بتای سهم بیانگر نتایج زیر است:

? =0 یعنی سهم با بازار همبستگی ندارد.

? <0 به این معنا است که سهم با بازار همبستگی منفی دارد

0 < ? و ? <1. یعنی سهم به طرز مثبتی با نوسان کمتر با بازار ارتباط دارد.

? =1 نشان گر همبستگی کامل سهم و بازار است

? >1 نشان می دهد سهم با بازار ارتباط مثبت دارد ولی نوسانات سهم از بازار بیشتر است.

بتا ضریبی که همبستگی میان سهم و بازار را نشان می دهد
بتا، ضریبی که همبستگی میان سهم و بازار را نشان می دهد

2. انحراف معیار (Standard Deviation)

انحراف معیار میزان پراکندگی داده ها را از مقدار مورد انتظار آن اندازه گیری می کند.

این معیار نشان می دهد که میزان بازده فعلی سهم از بازده عادی تاریخی مورد انتظار خود تا چه مقدار در حال انحراف است.
به عنوان مثال، سهامی که دارای انحراف استاندارد بالا است نوسانات بالاتری را تجربه می کند.

standard deviation= ???(??)=?(??−??) 2

3. نیم واریانس (Semivariance)

ما انحراف معیار را به عنوان معیاری در نظر می گیریم که هم انحراف مثبت و هم منفی را ثبت می کند.

نیم واریانس بیانگر میزان انحرافاتی است که در جهت منفی بازده ثبت شده اند.
به زبان ریاضی:

????−???(??)=?(??−??) 2

که در آن ??>??

4. ارزش در معرض ریسک (VaR)

یکی دیگر از معیارهای اندازه گیری است که بیشترین زیان مورد انتظار را در یک افق زمانی معین و سطح اطمینان مشخص تعیین می کند.

برای مثال اگر شرکتی اعلام کند میزان ارزش در معرض ریسک در سطح اطمینان 90 درصد برابر n تومان است، یعنی به ازای هر 100 معامله فقط ده واحد از آن ها بیشتر از n ضرر می دهند.

ارزش در معرض ریسک (VaR)
ارزش در معرض ریسک (VaR) به زبان تصویر

سنجه های مختلف دیگری از ریسک مانند CVAR، CDAR، SRISC، CoVaR، نیز وجود دارند.

مدیریت ریسک

در سرمایه‌گذاری در بورس یک همبستگی قوی میان بازده و ریسک وجود دارد. 
خطرات بالا به معنای بازده بیشتر و بالعکس است.

موردی که مارکوییتز در مدل خود به خوبی به آن اشاره می‏ کند.
مدیریت ریسک عمل شناسایی و ارزیابی ریسک بالقوه و استراتژی‌های توسعه برای حداقل ساختن آن و کسب حداکثر بازده ممکن است.

مدیریت ریسک، راهکاری برای کاهش ریسک در بازار سرمایه

استراتژی های مدیریت ریسک

1. اجتناب از ریسک (Risk Avoidance)

اجتناب از ریسک به معنای دوری از پروژه ها یا سرمایه گذاری هایی است که سطح بالاتری از خطر را نسبت به شرکت یا فرد مایل به پذیرش دارند.

هر فرد یا شرکت باید سطح ریسکی را که در یک سرمایه گذاری یا فعالیت شرکت قابل قبول است تعیین کند.
اگر سطح خطر فعالیت بالقوه بالاتر از مقدار قابل قبول باشد، این فرصت تحت استراتژی جلوگیری از ریسک، کاهش می یابد.

2. انتقال ریسک (Risk Transfer)

بیمه بهترین مثال برای این موضوع است.
این ملاحظه معمولاً در قالب پولی است که به شرکت پرداخت می شود که ریسک را می پذیرد.

ابزارهای مشتقه نیز می توانند امکانات موثردیگری از این موضوع باشند.
قراردادهای آتی، آپشن ها و پیمان های آتی می تواند کمک بزرگی به سرمایه گذاران کنند.

3. تخصیص ریسک (Risk Allocation)

تخصیص ریسک شامل اشتراک گذاری و تقسیم خطربا طرف دیگر است.
در تجارت می توان این کار را با انجام کار سازمان دیگری با همکاری شرکت شما در مورد یک پروژه انجام داد.


شرکت ها موافقت می کنند هزینه های مرتبط با ریسک را به اشتراک بگذارند.
با سرمایه گذاری های خصوصی نیز می توان این کار را انجام داد.

تخصیص هراس با مشارکت چندین سرمایه گذار در کل سرمایه گذاری انجام می شود.
هرکدام بخشی از خطر را بر اساس سرمایه گذاری خود و هر بند مکتوب در توافق نامه سرمایه گذاری خود به اشتراک می گذارند.

4. کاهش هراس در ریسک ( Risk Retention )

کاهش ریسک به معنای پذیرفتن آن در یک سرمایه گذاری، اما تمام تلاش برای محدود کردن آن است.
تعیین حد ضرر درمعاملات و مشاوره با افرادی که تجربه این سرمایه گذاری را دارند می تواند با ارزش باشد.

سخن پایانی

فراموش نکنید که بازار سرمایه بازاری پویا است. اگر هوشمندانه و با استراتژی مناسب سرمایه گذاری کنید.

اگر ریسک را بشناسید و بتوانید از ابزارهای مدیریت آن به درستی استفاده کنید، قطعا با کمترین خطر به بیشترین بازده دست خواهید یافت.

نویسنده: مهدی اصل دهقان

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا